قانون بهانه است انسانیت ملاک

تو چه میدانی از نفس های سنگینم که عمریست به شماره افتاده، به قلبی که تاب تاپ توپ را ندارد.
به رخی که زرد شد سبز شد و به مویی که سفید شد قسم، که سر بسته سخن گفتن هم برایم عالمی شده
چند سالیست که دنیایم کوچک شده و روئیای رهایی را در سر دارم
رهایی از تمام بند هایی که تفکر و روئیا های آدمی را نادیده می گیرد.
رهایی از پدیده ای از جنس خود خواهی، پدیده ای از جنس درجه بندی آدم ها
پدیده ای ساخته دست بشر، بشری که خود گمراه است.

تمام حرفم این است مهم ترین ملاک آدمی انسانیت است و قانون توجیهی غیر انسانیست.

این روز ها باور ها هم بو میدهند.

دوبار من و تو و آرزو های جدید، دباره جنگیدن برای نفس هایمان

هوای این روز ها را نمیخواهم هوا خفه است، باور ها بو میدهند، ارزشها پول است و یا پولیست، همه چی و همه کس مصلحتی شده اند، اینجا عدالت هم رنگ می بازد فریاد ها شنیده نمی شود خدایا همین بود کره خاکی که میگفتی؟

باشکوه مثل یک جنگجو

قوی باش حتی اگر نیستی، با مشت های قدرت مندت آنچنان بر دل سنگ سختی ها بکوب تا دنیا را از پا دراری قبل از اینکه از پا در آیی
وقتی هیچ راهی برایت جز قوی بودن باقی نمانده، قوی باش و قدرت واقعی خودت را نشان بده قدرتی که تا کنون کسی از تو ندیده حالا وقتش است، بجنگ و قهرمان زندگی خودت شو و نه مثل مقلدان چشم و گوش بسته، گمشدگانی که فداکاری را درک نکرده اند و یک تحرک احمقانه خود را قهرمانی و پهلوانی میدانند و احساس قهرمان بودن میکنند.
قهرمان واقعی فداکاری هایست که انجام دادی و صدایش را هم کسی نفهمید. همانطور که ارزش هر انسان به حرف های قشنگش نیست   به  نگفته هایست که تا ابد نخواهد گفت. آری اگر فداکاری پس تو یک قهرمانی یک قهرمان باشکوه که در دل تاریکی این دنیای همانند شمعی فداکار میسوزی و نور را به قلب ها هدیه میدهی

نکته: قوی تر از دیروزی باش