خانه اش آسمانی بود

داستان عمر طولانی و سپری شده اش بسیار در آور بود.19tir95
سقف و دیوار های خانه اش  آسمانی بود و آسمان هم در خانه اش پیدا بود.

دل افسرده اش حکایت از نامهربانی های زمانه داشت ، نامهربانی های از جنس سردی ، او حتی از برف و بارن هم بیزار بود ، برف و باران هم حیا میکردنند و در آنجا کمتر میباریدند چرا که آسمان سقف  بی سقفان است.
او جوانیش را در پی تصویری مبهم از زندگی که تحمل سختی های و سردی ها را به او تحمیل میکرد سپری کرده بود.

نکته حرفم : او دنبال نقطه پایان زندگی اش می گشت.

نظر شما چیست

نظر شما